محور مطالبات
پي احقاق حق بودن، وقتي كه شايد يك عمر عادّي كفاف رسيدنش را ندهد، ميتواند وجاهت وظيفه را بيابد. اين كه گروهها و اقشار مختلف جامعه نامزدهاي رياست جمهوري را به سمت تأييد مطالباتشان سوق دهند، خود گام بزرگيست و اين كه نامزدي، خود تريبون اين مطالبات شود، گامي ديگر. بسيار ميپرسند كه پس از قرار گرفتن در منصب اجرايي، آن كه امروز اين شعارها ميدهد، خلف وعده نميكند؟ فرض كنيم كه حتي نتواند قدمي هم بردارد ( كه همراهي، خود راه ميبرد شرايط را ) اگر پسزمينهي توسعهنيافته و ايدئولوژيك قدرت و جامعهي تودهوار ملحق به آن را لحاظ كنيم، درك ِزمينهساز بودن ِنفس ِعبور از خطّ قرمزها در حرف ( آن هم در آن سطح اجرايي ) چندان دشوار نيست. فرداي روز انتخابات را فرض كنيم كه گفتمان بهروزتر و منعطفتر در مسائل حقوق بشري پيروز ميدان شده باشد. آنوقت آيا هوا براي بالا زدن آستينها مساعد نيست؟