برگ عقل معاش
رأي ندادن: بسياري از ما نيانداختن هر چهار سال يكباربرگه در صندوق رأي را براي خود كنشي سياسي تعريف كردهايم. اين نيانداختن را ميتوان در « من رأي نميدهم، پس هستم » هم خلاصه ديد. بيشك در مقاطع و برهههايي امتناع از شركت در انتخاباتي بييالودمواشكم ميتواند كنش محسوب شود. امّا: وقتي هزينهي فيزيكي عملي، خلاصه در نيم ساعت وقت گذاشتن و انداختن برگي در صندوق پيش رو ميشود، انتظار بيرون آمدن غول چراغ جادو را ازش داريم؟ رمز و رازي نيست. چرا بر كنشي تا اين حد مختصر اينهمه بار معنايي را تحميل و تلنبار كنيم؟ چرا خيلي راحت هزينه و فايده را در كفه نگذاريم؟ فايدهي رأي دادن؟ گيريم فقط احتمال بدتر نشدن اوضاع. فايدهي رأي ندادن؟ نرسيدن آنها به حدّ نصاب؟ شگردها و شرايط كافي براي رسيدن به آن را دارند. سختتر شدن اوضاع و رسيدن به وضعيّت انفجارآميز؟
