ترس و نترس
چهار سال پيش گروهي كه پيشنهاد تحريم داشتند، بازي را يا از پيش مقدّر ميديدند يا اين ميگفتند كه معين، كرّوبي، هاشمي، احمدينژاد و ... هر كدام بشوند، اوضاع كوچكترين تغييري نميكند. ما كه در آرمانها با بسياري از تحريميها همراه بوديم و در روش فاصله داشتيم، ميگفتيم، بهبود بطئي بماند، ترس از فاجعه شما را برنميانگيزاند؟ شرح كشافي ميدادند از قرائن و دلايلي كه نشان ميدهد اوضاع در اين نظام نه به طور محسوس به ميشود و نه بد. اوضاع را ميبينيم و فراموشمان نباشد كه اوضاع را با خوكردگي ميبينيم. كافيست گامي بيرون بگذاريم از اين تن متلاشي شده تا عمق زخم به چشممان بيايد. اگر ميخواهيم آن %50+1 را نشمارند برايش، ميشود رأي بدهيم به هر نامزدي كه حدّاقلي از كف خواستههايمان را مطرح ميكند. به ميدان بياييم در اين روزهاي مانده، بخواهيم و با شرح مطالبات به رأي و بعد از رأيمان معني دهيم. اصلاً بياييم و بگوييم چرا رأي نه. نترسيدن را ميشود اينجا خرج كرد. نظر شما؟
