هزينهي آمد و شد
حق داريم آيا بپرسيم چرا بسياري كه حرفي براي گفتن دارند، در همين برههي كوتاه كه مجال گفتن كمي ميشود، سكوت كردهاند؟ ميدانيم هزينهي گفتن اينجا چقدر ميتواند سنگين باشد. امّا نميتوانند بيايند به جماعات مرتبط با 2 كانديداي منتسب به اصلاحات و اين هفتهي آخري حرفي كنند مكنونات را در قالب سوأل لااقل ( انگشت بگذارند و آن چيزهاي لازم را بپرسند و توپ در زمين حريف بياندازند )؟ شايد بگويند نفس قدم گذاشتن به آن حيطهها هزينه كردن از اعتبار و شأن است. اجازه داريم اشاره كنيم كه خوب، سياست كه اينقدر پيراسته و بهداشتي نميشود ( بايد گاز زد با پوست ) كه خوب، حيطههاي ديگر را تعريف كنيد، كه خوب، رفتن در خيابان خدا و خلق 4 پرسش انداختن ميان جوانان موجي و موج نيانداخته كه اينقدر وسواس ديگر ندارد! ما در زندگيمان و ما ملّتها در زندگيمان هميشه از مستمر و دمدست ديدن اين فرصتهاي كوچك، كدر و دلناچسب كه به هر حال فرصتاند، قافيه را باختهايم. اگر آنچه در خيابان ميگذرد را حتي باسمهاي و دروغين يافتهايم، بهتر نيست بياييم و همين بگوييم؟
