الحاق به چيز
نگارنده رأي دادن در 22 خرداد را بهتر از رأي ندادن ميداند و رأي دادن به كرّوبي را بهتر از رأي به كانديداي ديگر اين طيف. طيّ اين چند سال بارها از تحريميها پرسيده فايدهي كاري كه ميكنند يا نميكنند و از ميان پاسخها براي اين پاسخي نداشته: « وقتي خاطره از خون پر باشد، قرباني نميتواند براي منافع دور همپيمان ِقاتل ِدوست شود» فقط ميتوان گفت پس چه بهتر كه خون توي رگ بماند و جدل، فرسودهي الفاظ شود. هند خونبس داد و ايرلند خونخواه ماند. كدام بردند؟ طيّ اين چند هفته از كساني كه برنامهها و ... تيم كرّوبي را بيش از ديگر نامزد اصلاحطلبان نزديك خود ( كمتر دور ) يافتهاند امّا رأي به ديگري ميدهند بارها پرسيده چرا؟ ميگويند رأي، رأي ميآورد و ترس از بيرون آمدن نفر سوّم از صندوق را بهانهي اين رأي ميكنند. هر چقدر هم از سبدهاي نامشترك و قاعدهي 1+%50 هم ميگويي و اين كه به هر كدام از اين دو رأي بدهي، همان ميشود، ترس نميگذارد خوب بشنوند. من كه رأي ميدهم، آن استدلال تحريميها كه دلايل حدّقلي نبايد قانعمان كند براي الحاق به چيزي را گاهي محلّ تأمّلتر ميبينم از اين نوع تودهوار رنگ. فرصت فكر هست هنوز.
